چگونه وضعیت اقتصادی خود و خانواده را بهبود ببخشیم

شاید برای همه ما زیاد پیش اومده که فکر کنیم برای اینکه وضع مالی بهتری داشته باشیم چه باید بکنیم و شاید با نگاه به زندگی افراد ثروتمند به این فکر کرده باشیم که کاش ما هم میتونستیم وضعیت مالی خودرا بهبود بدیم یا حتی خیلی بهتر کنیم. شاید گاهی با خود میگوییم اینقدر ثروت هم نداشتم اشکالی نداره ولی کاش میتونستم فراتر از نیازهام به آرزوهام برسم کاش میتونستم خونه مورد علاقم رو بخرم یا حتی اجارش کنم، کاش منم میتونستم به همه جاهایی که دوست دارم مسافرت کنم و خیلی از این کاش ها. اما پس از چند ساعت یا گاهی هم چند روز این فکرها به فراموشی سپرده میشن و زندگی مالی نه چندان دلچسبمون رو ادامه میدیم تا بار دیگه وقتی تبلیغ ماشین مورد علاقه مون رو میبینیم یا سرگذشت یکی از افراد موفق رو میخونیم و میبینیم که ما هم خیلی از توانمندی های اونو داریم، پس با خود میپرسیم، چه تفاوتی وجود داره که ما اونجایی که میخوایم نیستیم؟

 

اینجا میخوام بصورت خلاصه چند تا از تفاوت های اساسی رو بگم و نسبت به این تفاوتها کمی با هم گپ بزنیم.

 

بنظر میرسه شناخت یک مسئله بیش از نیمی از حل مسئلس و حداقلش اینه که با آگاهی از ضعف هامون بهشون فکر میکنیم و احتمالا در خودآگاه و قطعا در ناخودآگاه مون به دنبال فرصت برای تغییر برمیایم.
علاقمندم در ابتدا یه سری از موانعی که بر سر رشد و پیشرفت هست رو باهم بفهمیم.

 

عدم داشتن مهارت شاید خیلی مهم باشه، ما در شغلی که الان داریم احتمالا از مهارت خوب یا نسبتا خوبی برخورداریم وگرنه دوام نمیاوردیم ولی در کارهایی که علاقمندیم انجامش بدیم، وضعیت اقتصادی همینطور روحیه مون رو بهتر میکنن چقدر مهارت داریم؟ چگونه مهارت مون رو بالا ببریم؟
مورد بعدی عدم داشتن شهامت برای پا گذاشتن در راه جدیده. اما چرا ماها جسارت اینکا رو نداریم؟
بنظر میرسه یکی از عوامل پنهانش ترس باشه اما ترس از چی؟
ترس از دست دادن محدوده آسایش و نسبتا امنی که با چیدمان فعلی زندگیمون برای خودمون فراهم آوردیم،
دومین ترس ما ترس از شکسته، ما میترسیم که شکست بخوریم و سرمایه و زمان و روحیه مون رو از دست بدیم،
یه ترس دیگه، ترس از تحقیر شدنه، اینه که اگه از عهده این کار جدید بر نیایم چه احساسی به خودمون داریم، اطرافیان راجع به ما چی فکر میکنن؟ شاید دیگه روی ما حساب نکنن،
و شاید هم ترس های موجود از شکست های قبلی مونه
در مورد ترس شاید دونستن این نکته مهم باشه که تفاوت انسان شجاع و ترسو در نحوه رویارویی اونها با ترس و پاسخشون به ترسه. آدمهای شجاع در مورد ترس هاشون آگاه هستند، تلاش میکنن خودشون رو در مقابل تقویت کنن و مهارت شون رو در موارد ضعف و ترس هاشون بالا ببرند و در نهایت با ترس هاشون روبرو میشن، کاری که ولی آدمهای ترسو این رو از خودشون دریغ میکنن.

پس باید یاد بگیریم چطور باید با ترس هامون روبرو بشیم؟

یکی دیگه از موانع مهم رشد و قرار گرفتن در مسیر رشد اقتصادی که صحبت این مقاله است، که بنظر من میتونه مهمترین مانع هم باشه، عدم داشتن ارتباطات موثره.
بیشتر آدم هایی که وضعیت مالی خوبی ندارن، دوستان، آشنایان و هم صحبت های بی حوصله، افسرده، همیشه ناراضی و فقیر دارند. معمولا اونها هم از درآمد و شغلشون راضی نیستند، فقط نق میزنن و هیچ کاری هم نمیکنن. 

اما آدمهای موفق، سالم و ثروتمند، اطرافیان و دوستانی با همین ویژگی های خوب دارند.
کسانی که دوستانی دارن که ورزشکار هستند، احتمالا به ورزش علاقمند میشن و سوق پیدا میکنن چون هر موقع با دوستشون تماس میگیرن یا سر تمرینه یا در حال تغذیه مناسب برای سلامتیش؛ بواسطه اندام خوبش، بواسطه خوش خلقی و نشاطی که از ورزش کردن میاد بیشتر جذاب بنظر میرسه، با آدمهای بهتری رابطه داره و احتمالا در کارش موفق تره تا یک فردی که اضافه وزن داره و مراقب تغذیه و سلامتیش نیست و در واقع مثل فردی بنظر میرسه که خودش رو دوست نداره.
توصیه ای که همیشه در جهت رشد و توسعه چه برای فرزندانمون و مهمتر برای خودمون میشه، اینه که دنبال دوستانی باشیم که افراد سالم، موفق و ثروتمند هستند.
اگر بخوام از اصل پارتو بگم میتونم بگم ۸۰ درصد موفقیت ما در زندگی به کیفیت روابط شخصی و کاری مان بستگی دارد.
خبر خوب اینه که ما میانگین ۵ نفری هستیم که بیشترین زمان را با آنها سپری میکنیم، شاید هم خبر بدی باشه!

پس توصیه میکنم با افراد مثبت، موفق، شاداب، هدفمند، ریسک پذیر، پیشرو، نقدپذیر و خلاق در ارتباط باشید و به افراد بی حوصله، افسرده، خموده، خشمگین، مضطرب، ترسو، گلایه مند، کاری نداشته باشید.

 

و کلام آخر
اگر میخواهیم آینده مان تغییر کند و از حال راضی نیستیم باید این چیزی که الان هستیم نباشیم و کارهایی انجام بدیم که تا الان انجام ندادیم.

 

امیرکهتریان

دکترای مدیریت کسب و کار

0 Comments